دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فایل های آموزشی و پژوهشی نقد و بررسی مظالب دانشگاهی پروژه های دانشجویی تحقیق و مقاله

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

4f/ss (308)

4f/ss (308)

گ)

نام آزمایش :

سقوط آزاد

تاریخ انجام آزمایش :

13/12/86

اعضای گروه :

مونا شاپورگان

شادی موحدبشیری

فرزانه محمدپورباقری

وسایل لازم :

1. پایهA بزرگ (با محور قلاویزشده)

2. ستون دستگاه سقوط آزاد

3. گیره استوانه ای با میله تخت

4. نگهدارنده گلوله

5. زمان سنج سقوط آزاد-حرکت پرتابه (باسیم)

6. احساسگر ضربه ای (با سیم)

7. سبد فلزی

8. سیم رابط میکروسوئیچ (سه سر)

9. گلوله فولادی کوچک

10. گلوله فولادی بزرگ

11. خط کش

12. شاخص خط کش (2 عدد)

شرح آزمایش

دستگاه را طبق دستور آماده می کنیم. محورفنررا کمی فشار داده تا نگهدارنده گلوله تنگ تر شود.سپس پیچ نگهدارنده را می بندیم، طوری که مرکز گلوله درامتداد محورترمینال باشد، آن را بین تیغه و ترمینال الکتریکی قرار می دهیم.

سبد را طوری که گلوله درامتداد محورقائم سبد قرار گیرد،می گذاریم . فیش احساسگر را به ترمینال PLATE و فیش نگهدارند را به ترمینال MICROSWITCH وصل می کنیم. دستگاه نگهدارنده را به گونه ای تنظیم می کنیم که فاصله مرکز گلوله ازصفحه احساسگر(m) 4/0 شود. دو شاخه زمان سنج را به برق شهر زده و آن را روشن می کنیم. دکمه RESET را فشار داده تا عدد صفر روی صفحه نمایشگر دیده شود.سپس گلوله را رها می کنیم. از این لحظه تا هنگامی که گلوله با صفحه احساسگر برخورد کند، زمان سنج زمان را می شمارد.این زمان را که زمان سقوط است برابر (t) قرار داده و یادداشت می کنیم.همین آزمایش را 4 مرتبه دیگر تکرار کرده و هربار t را یادداشت می کنیم.درهر بار آزمایش باید دکمه RESET زده شود. سپس آزمایش را در ارتفاع های 6.0 ، 8.0 ، 1 و 2.1 متر انجام داده و جدول زیر را پر می کنیم.

برای گلوله ی کوچک

h(m)
t1 t2 t3 t4 t5 tavg t²avg

g= 2h /t² avg توضیح

0.40

0.60
0.273

0.349
0.281

0.345
0.281

0.350
0.281

0.348
0.281

0.348
0.279

0.348
0.077841

0.121104
10.277

9.908
با افزایش ارتفاع

0.80

0.404
0.402
0.405
0.403
0.403
0.403
0.162409
9.851 مشاهده می کنیم

1.00

0.473

0.438

0.446

0.439

0.453

0.449

0.201601

9.920 که g

1.20

0.497

0.495

0.498

0.503

0.496

0.497

0.247009

9.716 کاهش می یابد

tavg = t1+ t2 + t3 + t4+ t5 / 5

tavg = 0.273 + 4 * 0.281 = 0.279

t²avg = 0.077841

g = 2 * 0.4 / 0.077841 g = 10.277 (N / m)

برای گلوله ی بزرگ

h(m)
t1 t2 t3 t4 t5 tavg t²avg
g= 2h / t² avg توضیح

0.40

0.60
0.278

0.345
0.278

0.346
0.282

0.343
0.278

0.348
0.279

0.345
0.279

0.345
0.077

0.119
10.38

10.084

0.80
0.398 0.400 0.399 0.401 0.390 0.397 0.158 10.12

1.00

0.452
0.460
0.445
0.443
0.442
0.448
0.201
9.950

1.20

0.479

0.485

0.482

0.494

0.483

0.484

0.234

10.25

tavg = t1+ t2 + t3 + t4+ t5 / 5

tavg = 0.28 + 4 * 0.27 = 0.279

t²avg = 0.077

g = 2 * 0.4 / 0.077 g = 10.38 (N / m)

با توجه به نتایج حاصل به پرسش های زیر پاسخ دهید. الف- آیا شتاب ثقل (g) ثابت است؟

خیر ثابت نیست و در ارتفاعات مختلف متفاوت است . همانطورکه در جدول اول مشاهده می شود با افزایش ارتفاع مقدار g کاهش می یابد .

ب- آیا شتاب ثقل دو جسم مختلف ثابت است یا متفاوت؟

اگر در ارتفاع یکسان قرار گرفته باشند و میزان خطا را نیز در نظر نگیریم ، ثابت است .

پ- درباره خطاهای اندازه گیری و اثر آنها در اندازه گیری g بحث کنید.

یک خطای مطرح در اندازه گیری شتاب در این آزمایش می تواند ناشی از خظا در تنظیم ارتفاع دستگاه باشد . می دانیم مقدار g از رابطه g = 2h /t² avg بدست می آید . بنابراین اگر در ارتفاع خطا داشته باشیم ، مقدار g متفاوت خواهد بود (با افزایش ارتفاع g افزایش می یابد ) و اهمینطور با تغییر زمان سقوط ، مثلا اگر دستگاه خطا داشته باشد و زمان را بیشتر از آنچه است نشان دهد ، مقدار g کاهش می یابد .

ت- نمودار تغییرات t-h تا چه حدی خطی است؟

ث- با انتخاب چه روش هایی می توان میزان خطا را کاهش داد؟

ج- شکل و اندازه جسم سقوط کننده چه تاثیری در اندازه گیری g دارد؟

به نظر می رسد که هرچه جسم سطح مقطع کمتری هنگام سقوط نسبت به هوا داشته باشد (کروی باشد) زمان سقوط آن کمتر و بنابراین مقدار g با توجه به رابطه

g = 2h / t² avg نسبت به اجسام با اشکال دیگر بزرگتر خواهد بود .

6f/2 (34530)

6f/2 (34530)

(فصل اول)

مقدمه

هدف کلی

اهداف جزئی

فرضیات پژوهش

تعریف واژه ها

محدودیت های پژوهش

1-1-مقدمه

یکی از عوارض بیهوشی عمومی به یاد آوردن حوادث حین عمل به دلیل ناکافی بودن عمق بیهوشی می باشد که این حالت می تواند در آینده برای بیمار توأم با مشکلات روحی و روانی باشد از جمله افسردگی-اختلالات اضطرابی-افکار خودکشی و فوبیا و… . که گاهگاً ریشه اصلی این اختلالات توسط روانپزشک نیز قابل کشف نبوده و خود بیمار نیز قادر به بیان وتوضیح علت بیماری خود نمی باشد. امروزه با مانیتورینگ های مخصوص تعیین عمق بیهوشی از بروز بیهوشی سبک و نهایتاً Awareness جلوگیری به عمل می آید یعنی در صورت بروزیک بیهوشی سبک سریعاً توسط داروهای مختلف عمق بیهوشی را بیشتر (Deep ) می کند ولی بسیاری از بیمارستانها به دلیل نبودن این وسایل با بیش از مانیتورینگ این مهم نادیده و مستور می ماند. از زمانی که شل کننده ها وارد جراحی و بیهوشی شده اند برخی از بیماران به دلیل شلی و بی حرکتی ایجاد شده توسط این داروها دچار یک بیهوشی سبک می شوند. یعنی متخصصین با دیدن شلی بیمار نیازی به تجویزداروی بیهوشی نمی بینند و این بیماران که ظاهراً بیهوشی و جراحت موفقیت آمیزی داشته اند، به دلیل شنیدن صحبت های پرسنل و پزشکان حین عمل که خیلی از آنها دلهره آور و رنج آور می باشند دچار عوارض Awareness می شوند.

امروزه جلوگیری از Awareness و به یاد آوردن حوادث حین عمل متخصصین سعی می کنند که یک بیهوشی بالانس بدهند، یعنی برای درد بیمار مسکن کافی برای بیهوشی بیمار داروی هوشبری کافی (IV-استنشاقی و… ) و برای شلی وی داروی شل کننده کافی بدهند و بدین ترتیب سه ضلع اصلی مثلث برای انجام یک جراحی (بی دردی-بیهوشی-شلی) به مدت مناسب و متعادل و کافی فراهم می نماید. از آنجایی که برای بیماران ما EEG مانیتورینگ برای عمق بیهوشی انجام نمی شود و تقریباً طبق دوز کتابی و تاحدودی به صورت سنتی بیماران جنران آنستزیا General anesthesia اداره می شوند ما آمار دقیق از میزان بروز Awareness در محل کار خود نداریم لذا بر آن شدیم تا میزان بروز Awareness را با توجه به وضعیت و امکانات فعلی مرکز بسنجیم. ما خود بر این فرضیم که احتمالاً میزان این بروز در مراکز ما نسبت به آمریکا و اروپا بیشتر باشد.

2-1-«هدف کلی»

تعیین فراوانی Awareness زیر بیهوشی عمومی در بیماران 15 تا 50 سال کاندید جراحی الکتیو در بیمارستان شفیعه در سال 1384

1-3: اهداف جزئی طرح

1-تعیین فراوانی Awareness بیماران تحت بیهوشی عمومی برحسب سن

2-تعیین فراوانی Awareness تحت بیهوشی عمومی برحسب جنس

3-تعیین فراوانی Awareness بیماران تحت بیهوشی عمومی برحسب تأهل

1-4:فرضیات پژوهش

H° : Awareness زیر G.A در مراکز ما بیشتر از آمارهای TexT می باشد.

H1 : Awareness زیر G.A در مراکز ما فرقی با آمارهای TexT ندارد.

1-5:تعریف واژه ها

Awareness : به یاد آوردن حوادثی که در اتاق عمل اتفاق می افتد در مدت زمانی که زیر بیهوشی قرار دارد را Awareness گویند.

MAC: حداقل غلظت حبابچه ای (فشار نسبی ) هوشبر استنشاقی در یک اتمسفر است که از حرکت عضلات اسکلتی درپاسخ به تحریک زیانبار (برش جراحی پوست) در 50% بیماران جلوگیری می کند.

ASA1 :

1-6: محدودیت های پژوهش

محدودیت این طرح همانا عدم همکاری بعضی از بیماران بوده که سعی گردیده با حذف این گروه از بیماران مطالعه کمترین محدودیت را داشته باشد.

(فصل دوم)

دانستنیهای پژوهش

مروری بر مطالعات انجام شده

تاریخچه بیهوشی

هوشبرهای استنشاقی

هوشبرهای داخل وریدی

مخدرها

داروهای بلوک کننده عصبی-عضلانی

1-2-تاریخچه بیهوشی

بیهوشی از سال 1842 شروع شده و به تدریج پیشرفت کرده تا به هوشبرهای استنشاقی جدید رسیده است. در حال حاضر یک گاز N2O و بخار گاز 3 مایع قابل تبخیر (ایزوفلوران-دسفلوران-سووفلوران) هوشبرهای استنشاقی رایج هستند. به علاوه، متوکسی فلوران، انفلوران و هالوتان در بازار موجود هستند ولی استفاده از آنها کم (هالوتان، انفلوران) یا نادر (متوکسی فلوران) است. هوشبرهای استنشاقی از نظر قیمت، مشخصات فیزیکی و شیمیایی وفارماکولوژی متفاوت هستند. دسفلوران و سووفلوران از ایزوفلوران یا هالوتان گرانتر هستند. با این وجود، هزینه بالای این داروها با پایین بودن فلوی گاز تجویزی و امتیاز پایین بودن محلولیت در خون که موجب بیداری و بهبودی سریع می شود جبران می شود.

فارماکولوژی

2-2هوشبرهای استنشاقی :

N2O- هالوتان-ایزوفلوران-دسفلوران-سووفلوران

هالوتان، ایزوفلوران، دسفلوران و سووفلوران هنگام تجویز به داوطلبان سالم فشارخون شریانی را کاهش می دهند. برخلاف هوشبرهای تبخیری N2O اگر به تنهایی تجویز شود یا هیچ تغییری در فشار خون ایجاد نمی کند یا موجب افزایش خفیف آن می شود.

جایگزین کردن قسمتی از هوشبرهای تبخیری با N2O میزان کاهش فشار خون توسط همان غلظت از هوشبر تبخیری به تنهایی را کاهش می دهد. قسمتی از کاهش فشارخون ناشی از هالوتان یا همه آن مربوط به کاهش انقباض پذیری میوکارد و برون ده قلبی است، در حالی که کاهش فشار خون ناشی از ایزوفلوران، دسفلوران و سووفلوران اساساً در نتیجه گشاد شدن عروق محیطی و کاهش مقاومت عروق محیطی مربوط به آن است. ایزوفلوران. دسفلوران و سووفلوران ولی نه هالوتان هنگام تجویز داوطلب سالم ضربان قلب را افزایش می دهد علی رقم کاهش فشار خون ناشی از هالوتان ضربان قلب تغییر نمی کند که به نفع مهار پاسخ رفلکسی گیرنده فشاری توسط این هوشبر استنشاقی است. مقدار کمی از مخدرها (مورفین داروی قبل از عمل یا فنتانیل داخل وریدی قبل از القای بیهوشی) می تواندمانع افزایش ضربان قلب با تجویز ایزوفلوران و دیگر هوشبرهای تبخیری شود.

هالوتان هنگام تجویز به داوطلب سالم برون ده قلبی را به صورت وابسته به مقدار کاهش دهد. به علت اثرات متفاوت بر ضربان قلب (هالوتان تغییری در ضربان قلب ایجاد نمی کند ولی هوشبرهای تبخیری دیگر موجب افزایش ضربان قلب می شوند) کاهش حجم ضربه ای محاسبه شده هوشبرهای تبخیری نیز به همان نسبت متفاوت است (15 تا 30% تضعیف برون ده قلبی ناشی از هالوتان به موازات کاهش فشار خون ناشی از این دارو ایجاد می شود. برون ده قلبی توسط N2O افزایش متوسط دارد که احتمالاً نشان دهنده اثرات مقلد سمپاتیک خفیف این دارو است.

هوشبرهای تبخیری ترجیحاً از طریق اتساع شریانهای کوچک و مقاوم کرونری موجب اتساع عروق کرونری می شود ازاین نظر ایزوفلوران بیش از دیگر هوشبرهای تبخیری و نه به اندازه گشاد کننده درونزاد عروق کرونری، آدنوزین، موجب اتساع ترجیحی شریان های کوچک و مقاوم کرونری می شود پیشنهاد شده است که ایزوفلوران و دیگر گشادکننده های عروق کرونری (آدنوزین، تیروپروساید) که ترجیحاً شریان های کوچک و مقاوم کرونری را متسع می کنند، می توانند با توزیع مجدد جریان خون کرونری را از نواحی ایسکمیک میوکارد (آرتریولهایی به حداکثر اتساع رسیده اند) به نواحی غیر ایسکمیک، موجب پدیده ای موسوم به سندرم دزدی کرونری شوند. دسفلوران، سووفلوران و N2O موجب اتساع عروق نشده سندرم دزدی کرونری ایجاد نمی کنند. از نظر اثرات بالینی ناگزیر باید پذیرفت بیشتر بیماران مبتلا به بیماریهای ایسکمیک قلبی، با تجویز هوشبرهای تبخیری از جمله ایزوفلوران، به اسکیمی میوکارد ناشی از دارو دچار نمی شوند که تأکیدی است بر اینکه پرهیز از حوادث دارویی که بر اکسیژن رسانی میوکارد (هیپوتاسنیون) یا نیاز به اکسیژن میوکارد (تاکیکاردی) اثر نامطلوب دارند نسبت به هوشبر استنشاقی انتخاب اهمیت بیشتری دارد. به علاوه برآورده می شود دو سوم حملات اسکیمی میوکارد پیرامون عمل به ناهنجاریهای همودینامیک مربوط نباشند (ایسکمی خاموش) که پیشنهاد می کند ایسکمی میوکارد اصولاً مشخصه بیماری کرونری زمینه ای است تا پی آمد یک داروی هوشبرخاص. از این نظر، افزودن مخدرها یا درمان قلبی با آنتاگونتیهای بتا-آدرنژریک وقوع حوادثی که تعادل نیاز به O2 و اکسیژن رسانی میوکارد را تغییر می دهند به حداکثر می رساند. اثر هوشبرهای استنشاقی بر تشکیلات عروق ریه در غیاب ناهنجاریهی زمینه ای عروق ریوی، کوچک است. برعکس، N2O می تواند مقاومت عروق ریوی را به ویژه هنگام تجویز بیماران مبتلا به پرفشاری خون ریوی افزایش دهد. N2O اگر به تنهایی تجویز شود یا بدون تغییر غلظت هوشبرهای تبخیری به آنها افزوده شود، علایم تحریک خفیف مقلد سمپاتیک ایجاد می کند. شواهد اثرات مقلد سمپاتیک، در صورت تجویز N2O در حضور هالوتان بیشتر از تجویز آن در حضور ایزوفلوران است. فرض بر این است که این اثر مقلد سمپاتیک خفیف، هرگونه اثر مضعف مستقیم N2O بر قلب را می پوشاند. افزایش فعالیت دستگاه عصبی سمپاتیک ناشی از N2O ممکن است نشان دهنده فعالیت هسته های مغزی و افزایش جریان عصبی از CNS باشد. برخلاف اثرات مقلد سمپاتیک که با تجویز N2O به تنهایی یا در صورت افزودن به هوشبرهای تبخیری مشاهده میشود، استنشاق N2Oدرحضور مخدرها نشانه هایی از تضعیف عمیق گردش خون به وجود می آورد که مشخصه آن کاهش فشارخون و برون ده قلبی و افزایش فشار انتهای دیاستولی بطن چپ و افزایش مقاومت عروق محیطی است. احتمالاً مخدرها اثرات مقلد سمپاتیک و با واسطه N2O در CNS را مهار میکنند و به این ترتیب اثرات مضعف مستقیم N2O بر قلب را ظاهر می کنند. هوشبرهای استنشاقی به صورت وابسته به مقدار و نوع دارو بر الگوی تنفس و پاسخ تهویه دی اکسید کربن، پاسخ تهویه با هایبوکسی شریانی و مقاومت راه هوایی تأثیر می گذارند.

پیش بینی می شود Pao2 هنگام تجویز هوشبرهای استنشاقی در غیاب o2 کمکی کاهش می یابد. تضعیف تهویه ناشی از هوشبرها احتمالاً نشان دهنده اثرات مضعف مستقیم این داروها بر مرکز تهویه بصل النخاع و شاید اثرات محیطی بر فعالیت عضلات بین دنده ای و دیافراگم است. بروز عوارض ریوی پس از عمل تحت تأثیر نوع هوشبر استنشاقی که برای نگهداری بیهوشی انتخاب شده قرار نمی گیرد.

الگوی تنفس: هوشبرهای استنشاقی، جز این ایزوفلوران، تعداد تنفس را به صورت وابسته به مقدار افزایش می دهند. ایزوفلوران تعداد تنفس را تا حدود یک MAC مشابه دیگر هوشبرهای استنشاقی افزایش می دهد ولی در مقادیر بیش از این، تعداد تنفس افزایش نمی یابد. در غلظت بیش از یک MAC ، N2O بیش از هوشبرهای استنشاقی دیگر تعداد تنفس را افزایش می دهد. محتمل ترین نظر این است که اثر هوشبرهای استنشاقی بر تعداد تنفس بازتاب تحریک CNS است و احتمالاً جز در مورد N2O ، نتیجه تحریک گیرنده های کششی ریه نیست. حجم جاری همراه با افزایش تعداد تنفس ناشی از هوشبرها کاهش می یابد. اثر خالص این تغییرات، الگوی تنفس سریع و سطحی در هنگام بیهوشی عمومی است. افزایش مقدار تنفس برای جبران کاهش حجم جاری ناکافی است و منجر به کاهش تهویه دقیقه ای و افزایش Paco2 می شود. الگوی تنفس طی بیهوشی عمومی منظم و ریتمیک است. برخلاف الگوی بیداری که تنفس های عمیق متناوب با فواصل متفاوت از هم دیده می شود.

مقاومت راه هوایی : در مدل های حیوانی، هوشبرهای تبخیری پس از ایجاد انقباض برونشی ناشی از آنتی ژن موجب کاهش وابسته به مقدار و مشابه در مقاومت راه هوایی می شوند. محتمل ترین نظر این است که اثر شل کننده هوشبرهای تبخیری بر عضله صاف برونشی نشان دهنده کاهش ارسال پیام های عصبی آوران (واگ) از CNS توسط هوشبرهاست. برای مثال، اثرات هالوتان و آگونیت بتا-2 آلبوترول، تجمعی است که تأکیدی است بر اینکه هوشبرها با کاهش تون واگ اعمال اثر می کنند.پس از لوله گذاری تراشه در بیماران مبتلا به آسم، سووفلوران مقاومت راه هوایی را به اندازه ایزوفلوران یا هالوتان یا بیش از این دو کاهش می دهد. در غیاب انقباض برونشی، نشان دادن اثر اتساعی هوشبرهای تبخیری مشکل است، زیر تون برونکوموتور کم است و امکان ایجاد شلی بیشتر، حداقل است. سووفلوران و دسفلوران بدون ایجاد نشانه ای از برونکواسپاسم به بیماران مبتلا به آسم برونشی تجویز شده اند. مدرکی وجود ندارد که اثرات اتساع برونشی هوشبرهای تبخیری روش مؤثری برای درمان استاتوس آسماتیکوس مقاوم به درمان های متداول تر باشد.

تحریک پذیری راه هوایی: ایزوفلوران و دسفلوران محرک های نسبتاً ضعیف راه های هوایی هستند که این تحریکات به صورت سرفه متناوب، نگه داشتن تنفس و تولید ترشحات هنگام تجویز برای القای بیهوشی استنشاقی تظاهر می کند این خواص محرک وابسته به مقدار و دارای آستانه هستند. برای مثال غلظت های بیش از 6% دسفلوران موجب سرفه، نگهداشتن نفس و لارنگواسپام می شود. در مقابل، هالوتان و سوولفلوران محرک راه هوایی نیستند و در صورت استفاده برای القای استنشاقی بیهوشی به خوبی تحمل می شوند. محلولیت پائین سووفلوران در خون برقراری سریع غلظت بیهوش کننده آن را تسهیل کرده، آن را به داروی سودمندی برای القای استنشاقی بیهوشی به ویژه در اطفال تبدیل کرده است.

هالوتان : استفاده از هالوتان در سال 1956 پس از آنکه فارماکولوژیست ها پیشگویی کردند ساختمان شیمیایی هالوژنه آن می تواند اشتعال ناپذیری، محلولیت در خون پائین، پایداری مولکولی (مولکول تری فلوروکربن) و قدرت هوشبری(کلروبرم) ایجاد کند شروع شد. این دارو القای سریع و رضایت بخش بیهوشی (بدنبودن دارو امکان القای بیهوشی استنشاقی دراطفال را فراهم می کرد)،اتساع برونش ها، شلی عضلات اسکلتی بازگشت سریع هوشیاری و تهوع و استفراغ جزئی پس از عمل را موجب می شد. این شواهد و در پی آن عمومیت یافتن بالینی هالوتان، موقتاً در جستجوی هوشبرهای استنشاقی جدید وقفه ایجاد کرد. اما با استمرار استفاده از هالوتان، محدودیتهای آن (تضعیف تهویه و گردش خون، افزایش اثرات دیس ریتمی زای اپی نفرین، توانایی ایجاد سمیت کبدی در موارد نادر) باعث شد اشتیاق به جستجوی هوشبرهای استنشاقی جدید تحدید شود.

2-3هوشبرهای داخل وریدی:

باربیتوراتها (تیونپتال)-بنزودیازپین ها (دیازپام)-فن سیکلیدین-پروپوفول

باربیتوراتها:

باربیتوراتها به طولانی اثر-متوسط اثر و کوتاه اثر تقسیم می شوند تیونپتال باربیتورات کوتاه اثر برای القای بیهوشی است که شروع اثر سریع و مدت اثر کوتاهی دارد باربیتوراتها اثر مسکن و خواب آوری خود را از طریق اثر برگیرنده گابادر CNS اعمال می کنند. باربیتوراتها 30 ثانیه پس از تجویز برداشت مغزی می شوند که علت القای سریع بیهوشی این داروها می باشد و سریع نیز از مغز به جاهای دیگر توزیع میشود. به ویژه عضلات اسکلتی و چربی که علت اصلی از بین رفتن اثر سریع باربیتوراتهاست. باربیتوراتها فشارخون را مختصری کاهش می دهند که به دلیل افزایش جبرانی قلب با واسطه گیرنده های فشار گذر است. این کاهش فشارخون اصولاً مربوط به اتساع عروق محیطی و نشان دهنده تضعیف مرکز وازوموتور بصل النخاع و کاهش جریان دستگاه عصبی سمپاتیک از CNS توسط باربیتوراتهاست، اتساع عروق پرظرفیت محیطی موجب ایجاد حوضچه خونی-کاهش بازگشت وریدی و کاهش احتمالی برون ده قلبی و فشارخون می شود.

باربیتوراتها مراکز تهویه بصل النخاع را تضعیف می کنند که به صورت کاهش پاسخ به اثرات تحریکی CO2 بر تهویه ظاهر می شود، القای بیهوشی با باربیتوراتها احتمالاً آپنه گذرا ایجاد می کند که نیازمند تهویه کنترل شده ریه هامی باشد. وقوع آپنه به خصوص زمانی محتمل است که دیگر داروهای مضعف مانند مخدرها و بلافاصله قبل از تجویز باربیتوراتها یا همراه داروهای قبل از عمل تجویز شوند دوز القای باربیتوراتها رفلکسهای حنجره و رفلکس سرفه را چندان تضعیف نمی کنند. در واقع تحریک راه هوایی فوقانی یا تراشه (ترشحات –لارنگوسکوپی-لوله گذاری تراشه) در حضور تضعیف ناکافی رفلکسهای راه هوایی به وسیله باربیتوراتها ممکن است منجربه لارنگواسپاسم یا برونکواسپاسم شود. باربیتوراتها منقبض کننده قوی عروق مغزی هستند و کاهش CBF ، حجم خون مغزی و ICP توسط این داروها قابل پیش بینی است. وقتی EEG ایزوالکترولیت میشود باربیتوراتهاحداکثر کاهش را در CMRO2 موجب می شوند. توانایی باربیتوراتها در کاهش ICP و CMRO2 باربیتوراتها را به داروهای مفیدی در ادراه بیماران مبتلا به ضایعات فضاگیر داخل جمجمه ای تبدیل کرده است.

کاربردهای بالینی باربیتوراتها:

کاربردهای بالینی اصلی باربیتوراتها القاء داخل وریدی سریع بیهوشی و درمان ICP بالا است. به ندرت برای نگهداری بیهوشی از انفوزیون داخل وریدی مداوم یک باربیتورات مانند تیونپتال استفاده میشود. زیرا نیمه عمر حساس به مقدار زمینه و دوره به هوش آمدن طولانی دارد تجویز داخل وریدی یک باربیتورات مثل تیونپتال در کمتر از 30 ثانیه موجب القای بیهوشی می شود. سوکسینیل کولین یا یک داروی شل کننده غیر دپولاریزان اغلب به مدت کوتاهی پس از باربیتورات تجویز می شود تا عضلات اسکلتی را برای تسهیل لوله گذاری تراشه شل کنند. تجویز داخل وریدی و بدون فاصله باربیتوراتها و داروهای شل کننده را معمولا القای بیهوشی با تجویز متوالی و سریع داروهای می نامند.

امتیاز مهم القای متوالی وسریع بیهوشی لوله گذاری زودهنگام با یک لوله کاف دار برای حفاظت در برابر استنشاق محتویات معده (آسپیراسیون ریوی) است. هرچند القای متوالی و سریع بیهوشی برای بیمار خوشایند است خطراتی نیز در بردارد. برای مثال : اگر تراشه را نتوان فوراً لوله گذاری کرد بیمار فلج شده کاملاً وابسته به توانایی آنستزیولوژیست در بازنگه داشتن راه هوایی فوقانی و پرکردن دستی ریه ها از O2 است. نیاز به تهویه دستی ریه ها به مدت طولانی ممکن است احتمال پر شدن معده بیمار از گاز و خطر رگوژیتاسیون و آسپیراسیون همراه آن را افزایش دهد. پس از القای بیهوشی نگهداری آن اغلب با ترکیبی از داروهای استنشاقی (N2O و یک هوشبرتبخیری) و یا داروهای تزریقی (مخدرها-پرویوفول) صورت می گیرد. رویکرد جایگزین برای القای متوالی و سریع بیهوشی تجویز مقدار کمی باربیتورات (تیونپتال 0/5-1Mgv/kgIV -) و پس از آن قراردادن ماسک روی صورت بیمار و تجویز یک هوشبر استنشاقی مانند هالوتان برای تکمیل القای بیهوشی است. مقدار کمی باربیتورات پذیرش ماسک توسط بیمار را راحتر کرده هرگونه خاطره ناخوشایند از بوی بد هوشبر استنشاقی را پاک می کند. این رویکرد القای آهسته بیهوشی برای بیمارانی که اخیراً غذا خورده اند و در خطر آسپیراسیون محتویات معده قرار دارند مدنظر قرار نمی گیرد. ترومبوز وریدی به دنبال تجویز داخل وریدی به دنبال تجویز داخل وریدی یک باربیتورات برای القای بیهوشی احتمالاً نشان دهنده رسوب کریستالهای باربیتورات (PH خون بسیار کمتر از آن است که باربیتورات قلیایی را به صورت محلول نگهدارد) در ورید است. تزریق اتفاقی باربیتورات به داخل شریان منجر به درد شدید و انقباض شدید عروق می شود که علی رقم درمان تهاجمی از جمله بلوک دستگاه عصبی سمپاتیک (بلوک گره ستاره ای اندام مبتلا) اغلب به گانگرن منتهی می شود. احتمالاً تشکیل کریستالهای باربیتورات به انسداد شریانها و شریانچه های انتهایی تر و کم قطر تر منجر می شود.تشکیل کریستالهای باربیتورات در وریدها کم خطرتر است زیرا قطر وریدها در مسیر حرکت دارو به تدریج افزایش می یابد. تزریق زیر جلدی اتفاقی باربیتورات (از رگ خارج شدن) موجب تحریک موضعی بافتی می شود که تأکیدی است بر اهمیت استفاده از غلظت های رقیق شده ( تیونپتال 2/5 % ) در صورت خروج دارو از رگ بعضی تزریق موضعی لیدوکائین 0/5 % 5-10cc را به منظور رقیق کردن باربیتورات توصیه می کند. واکنشهای آلرژیک مرگ آور به باربیتوراتها نادر است. و برآورد می شود میزان وقوع آن 1 در 000/30 بیمار باشد.

2-4

مخدرها :

برای ایجاد بی دردی در بیهوشی استفاده می شود مخدرها با اتصال به گیرنده های مخدری اعمال گیلاندهای پپتیدی درونزاد گیرنده های مخدری (آندورفین) را تقلید می کنند و منجر به فعال شدن تشکیلات تعدیل کننده درد می شوند. اثر اصلی گیرنده های مخدری کاهش انتقال عصبی است که عمدتا مربوط به مهار پیش سیناپسی رهایش نوروترسمیتر (استیل کولین، ماده P ) است. گیرنده های مخدری به مو، دلتا و کاپا رده بندی می شوند. که گیرنده های مو یا گیرنده هایی که ترجیحاً به مورفین متصل می شوند مسئول بی دردی فوق نخاعی و نخاعی هستند.

فنتانیل : یک آگونسیت مخدر صناعی است که از نظر ساختمانی با مپریدین رابطه دارد و به عنوان یک ضد درد فنتانیل 75 تا 125 بار قوی تر از مورفین است. تجویز داخل وریدی تک دوز فنتانیل درمقایسه با مورفین شروع اثر سریع تر و مدت اثر کوتاه تری به دنبال دارد. قدرت اثر بیشتر و شروع اثر سریعتر نشان دهنده محلولیت در چربی بیشتر فنتانیل در مقایسه با مورفین است که عبور آن از سد خونی-مغزی را تسهیل می کند. به همین ترتیب مدت اثر کوتاه تک دوز فنتانیل نشان دهنده توزیع مجدد سریع آن به جایگاههای بافتی غیر فعال مانند چربی و عضله اسکتی همراه با کاهش در غلظت پلاسمایی دارو است. در صورت تجویز چندین دوز فنتانیل به صورت داخل وریدی یا انفوزیون مداوم دارو اشباع پیش رونده این جایگاههای غیر فعال بافتی اتفاق می افتد. درنتیجه غلظت پلاسمایی فنتانیل به سرعت کاهش نمی یابد و مدت بی دردی همچنین تضعیف تهویه ممکن است طولانی باشد. یک عارضه بالقوه پس از عمل تضعیف پایدار یا راجعه تهویه به دلیل اثر تأخیری فنتانیل است. اثرات جانبی فنتانیل شبیه مورفین است جز اینکه حتی تجویز داخل وریدی سریع مقادیر زیاد این مخدر بارهایش هیستامین و کم فشاری خون همراه نیست.

تجویز قبلی بنزودیازپین و احتمالاً دیگر هوشبرهای تزریقی یا استنشاقی پاسخ قلبی-عروقی به فنتانیل را تغییر می دهد برای مثال : کاهش فشارخون زمانی اتفاق می افتد که قبل از تجویزهای داخلی وریدی فنتانیل دیازپام تزریق می شود.

برادیکاردی ممکن است به دنبال تجویز فنتانیل به طور مشخص ایجاد شود. غلظت های ضد درد فنتانیل اثر دیگر داروهای مضعف یا مسکن را بسیار تقویت می کند. برای مثال ترکیب یک مخدر و بنزودیازپین از نظر خواب آور بودن و تضعیف تهویه سینرژیسم قابل ملاحظه ای دارند. از نظر بالینی مقادیر تجویزی فنتانیل برای ایجاد بی دردی تجویز می شود. تزریق یک مخدر مانند فنتانیل قبل از وقوع تحریک دردناک جراحی ممکن است مقدار مخدری که در دوره پس از عمل برای ایجاد بی دردی لازم است کاهش دهد.

فنتانیل (Mg/kg IV 20-2 ) ممکن است به عنوان یاوری برای هوشبرهای استنشاقی به منظور کند کردن پاسخهای گردش خونی به لارنگوسکوپی مستقیم برای لوله گذاری تراشه یا تغییرات ناگهانی در سطح تحریک جراحی تجویز شود. بر عکس مخدرها اگر در حین عمل پس از ایجاد پر فشاری خون در اثر تحریک جراحی تجویز شوند غالباً مفید نیستند. اما تا کیکاردی هنگام عمل ممکن است به مقادیر کم داخل وریدی مخدرها پاسخ دهد. زمانبندی تزریق داخل وریدی فنتانیل برای جلوگیری از چنین پاسخهایی یا درمان آنها را باید زمان تعادل در جایگاه اثر تلقی کرد که برای فنتانیل در مقایسه با آلفنتانیل و رمیفنتانیل طولانی تر است مقادیر زیاد فنتانیل (Mg/kg IV 150-50 ) را به تنهایی برای ایجاد بیهوشی در جراحی به کار برده اند امتیاز مقادیر زیاد فنتانیل به عنوان تنها هوشبر پایداری همودینامیک است حال آنکه احتمالاً آگاهی بیمار از وقایع از مضرات آن است چرا که مخدرها هوشبر کاملی نیستند. فنتانیل ممکن است به صورت فرآورده مخاطی یا پوستی برای ایجاد بی دردی تجویز شود.

2-5

داروهای بلوک کننده عصبی-عضلانی :

داروهای بلوک کننده عصبی-عضلانی انتقال تکانه های عصبی رادر پیوندگاه عصبی-عضلانی قطع کرده و موجب



gl/l (1072)

gl/l (1072)

درباره ی جدول تناوبی

جدول مندلیف در تنظیم و پایدار کردن جرم اتمی بسیاری از موارد مندلیفنادرست بودن جرم اتمی برخی از عناصر را ثابت و برخی دیگر را درست کرد .

مندلیف و لوتار میردر موردخواص عنصرهاو ارتباط انها بررسی های دقیق تری انجام دادندودر سال ۱۸۶۹م به این نتیجه رسیدند که خواص عنصرها تابعی تناوبی از جرم انهاست.به این معنا که اگر عنصرها را به ترتیب افزایش جرم اتمی مرتب شوند نوعی تناوب در انها اشکار میگرددوپس ازتعداد معینی از عنصرها عنصرهایی با خواص مشابه خواص پیشین تکرار می شوند .

مندلیف در سال ۱۸۶۹ بر پایه ی قانون تناوب جدولی از ۶۳عنصر شناخته شده ی زمان خود منتشر کرد .در فاصله ی بین سالهای ۱۸۶۹ تا ۱۸۷۱م مندلیف هم مانند لوتار میر با بررسی خواص عنصرها و ترکیب های انها متوجه شد که تغییرهای خواص شیمیایی عنصرها مانند خواص فیزیکی انها نسبت به جرم اتمی روند تناوبی دارد.از این رو جدول جدیدی در ۸ ستون و۱۲سطر تنظیم کرد.او با توجه به نارسایی های جدول نیو لندز ولوتار میر و حتی جدول قبلی خود جدولی تقریبابدون نقص ارایه دادکه فراگیر وماندنی شد.

● شاهکارهای مندلیف در ساخت شهرک عناصر :

▪ روابط همسایگی:

دانشمندان پیش از مندلیف در طبقه بندی عناصر هر یک را جداگانه و بدون وابستگی به سایر عناصر در نظر می گرفتند.اما مندلیف خاصیتی را کشف کرد که روابط بین عنصرها را به درستی نشان میدادو ان را پایه تنظیم عناصر قرار داد.

▪ وسواس وی:

او برخی از عناصر را دوباره بررسی کرد تا هر نوع ایرادی را که به نادرست بودن جرم اتمی از بین ببرد.در برخی موارد به حکم ضرورت اصل تشابه خواص در گروهها را بر قاعده افزایش جرم اتمی مقدم شمرد.

▪ واحدهای خالی:

در برخی موارد در جدول جای خالی منظور کردیعنی هر جا که بر حسب افزایش جرم اتمی عناصر باید در زیر عنصر دیگری جای می گرفت که در خواص به ان شباهتی نداشت ان مکان را خالی می گذاشتو ان عنصر را در جایی که تشابه خواص رعایت میشد جای داد.این خود به پیش بینی تعدادی ا زعنصرهای ناشناخته منتهی شد.

▪ استقبال از ساکنان بعدی:

مندلیف با توجه به موقعیت عنصرهای کشف نشده و با بهره گیری از طبقه بندی دوبرایزتوانستخواص انها را پیش بینی کند.برای نمونه مندلیف در جدولی که در سال ۱۸۶۹ تنظیم کرده بودمس و نقره وطلا را مانند فلزی قلیایی در ستون نخست جا داده بود اما کمی بعد عناصر این ستون را به دو گروه اصلی و فرعی تقسیم کرد.سپس دوره های نخست و دوم و سوم هر یک شامل یک سطر و هر یک از دوره های چهارم به بعد شامل دو سطر شده وبه ترتیب از دوره های چهارم به بعد دو خانه اول وشش خانه اخر از سطر دوم مربوط به عناصر اصلی ان دوره و هشت خانه باقی مانده ی سطر اول و دو خانه اول سطر دوم مربوط به عناصر فرعی بود

▪ ساخت واحد مسکونی هشتم:

مندلیف با توجه به این که عناصراهن وکبالت ونیکل وروتینیم ورودیم وپالادیم واسمیم وایریدیم وپلاتینخواص نسبتا با یکدیگر دارند این عناصر را در سه ردیف سه تایی و در ستون جداگانه ای جای دادو به جدول پیشین خود گروه هشتم ا هم افزود. در ان زمان گازهای نجیب شناخته نشده بوداز این رودر متن جدول اصلی مندلیف جایی برای این عناصر پیش بینی نشد. پس از ان رامسی و رایله در سال ۱۸۹۴ گاز ارگون را کشف کردند و تا سا ل ۱۹۰۸ م گازهای نجیب دیگرکشف شد و ظرفیت شیمیایی انها ۰ در نظر گرفته شدو به گازهای بی اثر شهرت یافتند.

▪ اسانسور مندلیفبه سوی اسمان شیمی :

جدول مندلیف در تنظیم و پایدار کردن جرم اتمی بسیاری از موارد مندلیفنادرست بودن جرم اتمی برخی از عناصر را ثابت و برخی دیگر را درست کرد .جدول تناوبی نه تنها به کشف عنصرهای ناشناخته کمک کرد بلکه در گسترش و کامل کردن نظریه ی اتمی نقش بزرگی بر عهده داشت و سبب اسان شدن بررسی عناصر و ترکیب های انها شد.

● مجتمع نیمه تمام:

جدول تناوبی با نارسایی هایی همراه بود که عبارتند از :

۱) جای هیدروژن در جدول بطور دقیق مشخص نبود .گاهی ان را بالا ی گروه فلزهای قلیایی و گاهی بالای گروه های گروه هالوژن ها جا میداد.

۲) در نیکل و کبالت که جرم اتمی نزدیک به هم دارند خواص شیمیایی متفاوت است و با پایه قانون تناوبی ناسازگاری دارد.

۳) کبالت را پیش از نیکل و همچنین تلور را پیش از ید جای داد که با ترتیب صعودی جرم اتمی هم خوانی نداشت .با پیش رفت پژوهش ها و با کشف پرتوایکس و عنصرهاو بررسی دقیق طیف انها عدد اتمی کشف و اشکار شد و عناصر بر حسب افزایش عدد اتمی مرتب و نار سایی های جزیی موجود در جدول مندلیف از بین رفت .زیرا تغییرات خواص عناصر نسبت به عدد اتمی از نظم بیشتری برخوردارست تا جرم اتمی انها .

۴) سال پس از نشر جدول مندلیف بوابو در ات به روش طیف نگاری اکا الومینیوم را کشف کرد و گالیم نامید و ۴ سال بعد نیلسون اکا بور را کشف کرد و اسکاندیم نامید و هفت سال بعد ونیکلر هم اکا سیلسیم را از راه تجربه طیفی کشف کرد و ان را ژرمانیم نامید.

● تغییرات خواص عناصر در دوره ها و گروههای جدول:

۱) تغییرات شعاع اتمی :

در هر گروه با افزایش عدد اتمی شعاع اتمی افزایش می یابد ودر هر دوره با افزایش عدد اتمی شعاع اتمی به تدریج کوچکتر می گردد.

۲) تغییرات شعاع یونی :

شعاع یون کاتیون هر فلز از شعاع اتمی ان کوچکتر و شعاع هر نا فلز از شعاع اتمی ان بزرگتر است.به طور کلی تغییرهای شعاع یونی همان روند تغییرات شعاع اتمی است.

۳) تغییرات انرژی یونش:

در هر دوره با افزایش عدد اتمی انرژی یونش افزایش

می یابد و در هر گروه با افزایش لایه های الکترونی انرژی یونش کاهش می یابد.

۴) تغییرات الکترون خواهی :

در هر دوره با افزایش عدد اتمی انرژی الکترونخواهی افزایش می یابدودر هر گروه با افزایش عدد اتمی اصولا انرژی الکترون خواهی از بالا به پایین کم می شود .

۵) تغییرات الکترونگاتیوی:

در هر دوره به علت افزایش نسبتا زیا د شعاع اتمی الکترونگاتیوی عناصر کم میشود و در هر دوره به علت کاهش شعاع اتمی الکترونگاتیوی عناصر افزایش می یابد .

۶) تغییرتعدادالکترونهای لایه ظرفیتوعدد اکسایش:در هر دوره از عنصری به عنصر دیگریک واحد به تعداد الکترون ها ی ظرفیت افزوده میشود و تعداد این الکترونها و عدد اکسایش در عنصرهای هر گروه با هم برابرند.

۷) تغییرات پتانسیل الکترودی :

در ازای هردوره با افزایش عدد اتمی توانایی کاهندگی عنصرها کاهش می یابد و توانایی اکسیدکنندگی انها افزایش می یابد .از این روفلزهایی که در سمت چپ دوره ها جای دارندخاصیت کاهندگی ونا فلزهایی که در سمت راست دوره ها جای دارندتوانایی اکسید کنندگی دارند.در موردعناصر یک گروه توانایی اکسید ?کنندگی با افزایش عدد اتمی وپتانسیل کاهش می یابد.

۸) تغییرات توانایی بازی هیدروکسید:

توانایی بازی هیدروکسیدعناصر در گروهها ازبالا به پایین افزایش می یابد اما در دوره از سمت چپ به راست رو به کاهش است.

۹) تغییرات دما وذوب یا جو ش:

در هر دوره دمای ذوب و جوش تا اندازه ای به طورتناوبی تغییر می کند ولی این روندمنظم نیست و در موردعناصرگروهها نیز روندواحدی وجود ندارد .

جدول تناوبی و آرایش الکترونی

مهم ترین ویژگی یک عنصر که باعث می‌شود آن عنصر خواص ویژه و منحصر به فردی داشته باشد، آرایش الکترونی آن عنصر است. در کتاب درسی با نحوه تعیین آرایش الکترونی عناصر آشنا شده اید. اما همان طور که می‌دانید آرایش الکترونی تعیین شده با این روش گاهی با آرایش الکترونی واقعی عنصر متفاوت است. با استفاده از این جدول تناوبی شما می‌توانید به سادگی آرایش الکترونی عنصر مورد نظر خود را پیدا کنید.

جدول تناوبی عناصر شیمیائی

جدول تناوبی عنصرهای شیمیایی‏، نمایشی از عنصرهای شیمیایی شناخته شده‌است که بر اساس ساختار الکترونی مرتب گردیده‌است به‌گونه‌ای که بسیاری از ویژگی‌های شیمیایی عنصرها به صورت منظم در طول جدول تغییر می‌کنند.

جدول اولیه بدون اطلاع از ساختار داخلی اتم‌ها ساخته شد: اگر عناصر را بر حسب جرم اتمی آنها مرتب نمائیم، و آنگاه نمودار خواص معین دیگر آنها را بر حسب جرم اتمی رسم نمائیم، می‌توان نوسان یا تناوب این خواص را بصورت تابعی از جرم اتمی مشاهده نمود. نخستین کسی که توانست این نظم را مشاهده نماید، یک شیمیدان آلمانی به نام یوهان ولفگانگ دوبِرَینر (Johann Wolfgang Döbereiner) بود. او متوجه تعدادی تثلیث از عناصر مشابه شد .

و به دنبال او، شیمیدان انگلیسی جان نیولندز (John Alexander Reina Newlands) متوجه گردید که عناصر از نوع مشابه در فاصله‌های هشت تایی یافت می‌شوند، که آنها را با نت‌های هشتگانه موسیقی شبیه نمود، هرچند که قانون نت‌های او مورد تمسخر معاصرین او قرار گرفت. سرانجام شیمیدان آلمانی لوتار مَیر (Lothar Meyer) و شیمیدان روسی دیمتری مندلیف (Dmitry Ivanovich Mendeleev) تقریباً بطور هم‌زمان اولین جدول تناوبی را، با مرتب نمودن عناصر بر حسب جرمشان، توسعه دادند(ولی مندلیف تعداد کمی از عناصر را خارج از ترتیب صریح جرمی، برای تطابق بهتر با خواص همسایگانشان رسم نمود – این کار بعدها با کشف ساختار الکترونی عناصر در اواخر سده نوزدهم و آغاز سده بیستم توجیه گردید).

فهرست عناصر بر پایه نام، علامت اختصاری و عدد اتمی موجود است. شکل زیر جدول تناوبی عناصر شناخته شده را نمایش می‌دهد. هر عنصر با عدد اتمی و علامتهای شیمیایی. عناصر در یک ستون («گروه») از لحاظ شیمیایی مشابه می‌باشند.

در اینجا روشهای دیگر برای نمایش جدول ارائه شده‌اند:

جدول استاندارد – جدول جایگزین – جدول ضد – جدول بزرگ – جدول عظیم – جدول عریض – جدول توسعه یافته – جدول ساختاری – فلزات و غیر فلزات

کد رنگ برای اعداد اتمی:عناصر شماره گذاری شده با رنگ آبی ، در دمای اتاق مایع هستند؛

عناصر شماره گذاری شده با رنگ سبز ، در دمای اتاق بصورت گاز می‌باشند؛

عناصر شماره گذاری شده با رنگ سیاه، در دمای اتاق جامد هستند.

عناصر شماره گذاری شده با رنگ قرمز ترکیبی بوده و بطور طبیعی یافت نمی‌شوند(همه در دمای اتاق جامد هستند.)

عناصر شماره گذاری شده با رنگ خاکستری ، هنوز کشف نشده‌اند (و بصورت کم رنگ نشان داده شده‌اند تا گروه شیمیایی را که در آن قرار می‌گیرند، مشخص نماید.(

و می‌توانید دراین کلید واژه جدول تناوبی برای تشدید مغناطیسی را بیابید.

تعداد لایه الکترون در یک اتم تعیین کننده ردیفی است که در آن قرار می‌گیرد.

براساس ساختار جدول پر می‌شوند. از آنجائیکه الکترونهای خارجی‌ترین لایه، خواص شیمیایی را تعیین می‌نمایند، این لایه‌ها در میان گروهای یکسان مشابه‌اند.عناصر همجوار با یکدیگر در یک گروه، علیرغم اختلاف مهم در جرم، دارای خواص فیزیکی مشابه هستند. عناصر همجوار با یکدیگر در یک ردیف دارای جرم‌های مشابه ولی خواص متفاوت هستند.

برای مثال، عناصر بسیار نزدیک به نیتروژن (N) در ردیف دوم کربن(C) و اکسیژن(O) هستند. علیرغم تشابه آنها در جرم (که بصورت ناچیزی در واحد جرم اتمی تفاوت دارند)، دارای خواص بینهایت متفاوتی هستند، همانطور که با بررسی فرمهای دیگر می‌توان ملاحظه نمود: اکسیژن دو اتمی یک کاز است که سوختن را تشدید می‌نماید، نیتروژن دو اتمی یک گاز است که سوختن را تشدید نمی‌کند، و کربن یک جامد است که می‌تواند سوزانده شود(بله، می‌توان الماس را سوزاند!).

در مقایسه، عناصر بسیار نزدیک به کلر (Cl) در گروه یکی مانده به آخر در جدول (هالوژن‌ها) فلوئور(F) و برم(Br) هستند. علیرغم تفاوت فاحش جرم آنها در گروه، فرمهای دیگر آنها دارای خواص بسیار مشابه هستند: آنها بسیار خورنده (بدین معنی که تمایل خوبی برای ترکیب با فلزات، برای تشکیل نمک هالاید فلز)؛ کلر و فلوئور گاز هستند، درحالیکه برم یک مایع با تبخیر بسیار کم است؛ کلر و برم بسیار رنگی هستند.

صفحه اصلی جدول تناوبی

شیمی دان‌ها سال‌ها به دنبال این بودند که راهی ساده برای طبقه بندی عناصر پیدا کنند. تا این که دمیتری مندلیف با تنظیم جدول تناوبی خود، تلاش همه را به ثمر رساند. امروزه، جدول تناوبی ساده ترین و مفیدترین وسیله ای است که با استفاده از آن می‌توانیم به اطلاعات فراوانی دست پیدا کنیم.


قیمت: 100 تومان

gl/l (1101)

gl/l (1101)

امنیت فیزیکی در مراکز حساس IT

اشاره : برقراری امنیت فیزیکی، یعنی کنترل تردد و دسترسی افراد به تأسیسات و مناطق خاص، نقش حساسی را در نیل به اهداف یک مرکز داده ایفا می‌نماید. امروزه به‌کارگیری فناوری‌های جدید مانند تعیین هویت با استفاده از ویژگی‌های بیومتریک و مدیریت از راه دور امنیت اطلاعات، در گستره وسیعی به کمک فعالان حوزه امنیت آمده است که نتیجه آن، کنار گذاشتن روش‌های سنتی (کارت و نگهبان) توسط سیستم‌های امنیتی مدرن در داخل و اطراف مراکز داده است. در این راه و پیش از صرف سرمایه و خرید تجهیزات، مدیران IT باید با تشخیص و تخمین صحیح نیازهای امنیتی سازمان خود، مناسب‌ترین و مقرون به صرفه‌ترین روش حفاظتی را انتخاب نمایند. این مقاله به صورت اجمالی اصول تشخیص هویت افراد‌ (Personnel Identification) و روش‌های اجرایی آن، عناصر اصلی و شیوه‌های رایج در بحث سیستم‌های امنیتی را بررسی می‌نماید.

نیروی انسانی؛ ریسکی که باید مدیریت شودزمانی که از امنیت یک مرکز داده صحبت می‌کنیم، اولین چیزی که به ذهن خطور می‌کند، حفاظت در برابر خرابکاری، جاسوسی و دزدی اطلاعات خواهد بود. نیاز به محافظت در برابر اخلال‌گران و جلوگیری از وارد آمدن آسیب‌های عمدی نیز امری بدیهی به حساب می‌آید. با این‌حال خطراتی که از جانب فعالیت‌های روزمره کارکنان و کارمندان متوجه یک مرکز داده می‌شود، مخاطرات و آسیب‌های عموماً پنهانی هستند که اغلب تأسیسات اطلاعاتی به طور دائم با آن روبه‌رو هستند.کارکنان جزو لاینفک یک مرکز داده به حساب می‌آیند. به طوری که مطالعات نشان می‌دهند، شصت درصد از مواردی که منجر به از کار افتادن یک مرکز داده می‌شود به علت اشتباهات فردی، استفاده نادرست از ابزار و تجهیزات، عدم الصاق برچسب و نصب نوشته‌های راهنما، سقوط اشیا، اشتباه در تایپ فرامین و دیگر موارد پیش‌بینی نشده کوچک و بزرگ اتفاق می‌افتند. از آنجایی که حضور کارکنان همواره همراه با اشتباهات اجتناب‌ناپذیر انسانی است، کنترل و ایجاد محدودیت در تردد کارکنان به مناطق حساس، یکی از نکات کلیدی در مقوله مدیریت ریسک است. این مطلب حتی در زمانی که احتمال حرکات و فعالیت‌های مشکوک ضعیف به نظر می‌رسد نیز به قوت خود باقی است.فناوری‌های تشخیص هویت با همان سرعتی که تجهیزات، اطلاعات و ارتباطات تغییر می‌کنند، در حال پیشرفت است. همراه با پدید آمدن تجهیزات و تکنیک‌های جدید نباید این نکته را فراموش نمود که مشکل اصلی‌ای که تمام این تلاش‌ها به خاطر آن صورت می‌گیرند، نه نکته‌ای فنی و نه مسئله‌ای پیچیده است. این مشکل به زبان ساده عبارت است از: «دور نگهداشتن افراد غیرمجاز یا بدخواه از محل‌هایی که نباید در آنجا حضور داشته باشند.» اولین قدم، ترسیم نقشه مناطق حساس و تعیین قوانینی برای دسترسی به این مناطق خواهد بود. اگرچه این‌کار ممکن است به ایجاد یک طرح پیچیده و چندلایه منجر شود، در نهایت کار خیلی دشواری نیست. مدیران IT عموماً می‌دانند که چه افرادی باید در چه نقاطی حضور داشته باشند. دشواری کار در قدم دوم نهفته است: تصمیم درباره انتخاب فناوری مناسب برای اجرای طرح.

که هستید و چرا اینجایید؟پیاده‌سازی فناوری‌های امنیتی ممکن است به نظر عجیب و پیچیده بیاید. به این اسامی توجه کنید: اثر‌انگشت، اسکن کف دست، اسکنر چشم، کارت‌های هوشمند و شناسایی طرح چهره. مفاهیم اساسی امنیت از همان زمانی که برای اولین بار انسان اقدام به محافظت از اموال خود نمود تا کنون بدون تغییر باقی مانده است. این مفاهیم که ساختاری ساده دارند و برای همه ما قابل فهمند، عبارتند از: پاسخی قاطع و روشن به این سؤال که: که هستید و اینجا چه می‌کنید؟

سؤال اول، یعنی «که هستید؟»، بیشترین مشکلات را در طراحی سیستم‌های امنیتی خودکار ایجاد می‌کنند. فناوری‌های امروزی تلاش می‌کنند با سطوح مختلفی از اطمینان، به طریقی هویت افراد را تعیین نمایند. وجود تفاوت در میزان دقت هر فناوری، باعث ایجاد تفاوت در هزینه استفاده از آن فناوری می‌گردد. 

برای مثال، استفاده از کارت‌های مغناطیسی، هزینه پایینی به همراه دارد. اما از سوی دیگر نتیجه آن به هیچ‌وجه قابلیت اطمینان صددرصد را ندارد. زیرا هیچ‌گاه مطمئن نیستید که چه کسی از کارت استفاده می‌نماید. اسکنر عنبیه چشم گران‌قیمت است، ولی نتیجه قطعی به همراه دارد. یافتن تعادلی مناسب بین دقت و هزینه، نکته اصلی در طراحی یک سیستم امنیتی به شمارمی‌رود.سؤال دوم یعنی «اینجا چه می‌کنید؟»، به زبان دیگر به  این معنی است که: «وظیفه شما در این بخش چیست؟» پاسخ به این سؤال می‌تواند به طور تلویحی به همراه احراز هویت فرد مشخص گردد (نام این پرسنل آلیس ویلسون متخصص کابل‌کشی ما است. وی در زمینه کابل‌ها کار می‌کند. بگذارید وارد شود) یا این‌که اطلاعات مربوطه به طرق مختلف جمع‌آوری گردند. این کار می‌تواند به این شکل انجام شود که اطلاعات مرتبط با «هویت» و «دلیل» حضور شخص در یک ناحیه حفاظت شده با یکدیگر ترکیب شوند و برای مثال در یک کارت مغناطیسی ذخیره گردند. در چنین حالتی هویت یک فرد می‌تواند از طریق فرا‌خواندن اطلاعات موجود روی یک رایانه با دسترسی مجاز تأیید شود. البته برای این بخش می‌توان از روش‌های دسترسی متفاوتی نیز استفاده نمود؛ روش‌هایی که بر پایه حضور با اهداف مختلف طراحی گردیده‌اند. گاهی سؤال دوم، یعنی دلیل حضور، تنها سؤال مهم است و پاسخ به سؤال اول اهمیتی ندارد. مثال مناسب برای این حالات، کارکنان بخش تعمیرات و نظافت هستند.

ترکیب تخصص‌ها برای یافتن راه‌حل‌مدیران فعال در حوزه IT به خوبی با «چه کسی و چرا»های مسائل امنیتی آشنایی دارند. اما ممکن است در خصوص جزئیات یک روش خاص یا یک تکنیک مناسب برای پیاده‌سازی آن‌ها، بینش و بصیرت کافی نداشته باشند یا ساده‌تر این‌که، اصولاً به چنین شناختی احتیاجی نداشته باشند. در عوض، مدیران IT با آگاهی از

نقشه حفاظتی

محدودیت‌های ناشی از بودجه و شناخت خطرات و تهدیدات موجود، مسائلی که سازمان آنان در موارد امنیتی با آن‌ها دست به گریبان است را به خوبی می‌فهمند.از سوی دیگر، شاید مشاوران فعال در زمینه سیستم‌های امنیتی با جزئیات ریز و ظریف سازمان آشنایی نداشته باشند. اما با شناخت ظرفیت‌ها، موانع و هزینه‌های روش‌های جدید، کمک خوبی برای مدیران محسوب می‌گردند. مشاوران معمولاً تجارب خوبی در دیگر زمینه‌های طراحی سیستم‌های امنیتی دارند و به همین خاطر قادرند برای هرچه واضح‌تر شدن مسئله

سؤالات خوبی را در کنار دو سؤال اصلی «چه کسی و چرا؟» مطرح سازند.

بدین شکل و با استفاده از تلفیق تخصص‌ها، طراحی سیستم امنیتی با برقراری تعادل مناسب بین ملزومات، میزان خطرپذیری، روش‌های در دسترس و محدودیت‌های مالی صورت خواهد پذیرفت.

شناسایی مشکل‌

‌‌ مناطق محافظت شده: چه چیزی نیازمند محافظت است؟

اولین قدم در پیاده‌سازی طرح حفاظتی یک تأسیسات، تهیه نقشه‌ای از اماکن فیزیکی، شناسایی نواحی و نقاط ورودی است. در این نقشه باید کلیه نواحی از لحاظ سطوح امنیتی و همچنین قواعد دسترسی مشخص و دسته‌بندی گردند.

جانمایی مناطق ذیل می‌تواند به صورت نواحی هم‌مرکز طراحی گردد:

– محدوده بنا

– محدوده ساختمان

– بخش کامپیوتر

– اتاق سرورها

– رک حاوی تجهیزات‌

به همین شکل نواحی زیر نیز می‌توانند به صورت مجاور با یکدیگر در نظر گرفته شوند:

– بخش ملاقات کنندگان‌

– دفاتر

– انبار، سرویس‌ها و تأسیسات‌

در مناطق هم‌مرکز می‌توان از روش‌های دسترسی متفاوت یا افزاینده استفاده نمود. در صورتی که از روش امنیتی افزاینده استفاده شود، با نزدیک‌تر شدن به ناحیه مرکزی بر شدت و میزان توجه و محافظت افزوده خواهد شد.

حُسن این روش در این است که برای دسترسی به مناطق داخلی، علاوه بر قوانین امنیتی مربوط به آن ناحیه، قوانین مربوط به نواحی بیرونی و لایه‌های خارجی نیز ناظر بر تردد افراد خواهند بود. علاوه بر آن، هر گونه نفوذ به یک ناحیه بیرونی، توسط لایه حفاظتی بعدی خنثی خواهد شد.

Rack-Level Security: در قلب لایه‌های امنیتی «رک» قرار دارد. قفل‌های مخصوص رک که به طور ویژه برای این محفظه‌ها ساخته شده‌اند، هنوز کاملاً عمومیت نیافته‌اند. اما در صورت رواج، به عنوان آخرین سد دفاعی در برابر دسترسی‌های غیر مجاز در تجهیزات حساس به کار گرفته خواهند شد.

اتاقی را در نظر بگیرید که در دور تا دور آن رک‌های حاوی سرور قرار دارند. در چنین اتاقی بسیار بعید به نظر می‌رسد که تمامی افراد حاضر در اتاق به دسترسی به تمام رک‌ها نیاز داشته باشند. استفاده از قفل رک این اطمینان را به وجود خواهد آورد که کارکنان سرورها به رک سرورها، کارکنان مخابرات به رک تجهیزات مخابراتی و به همین شکل هر فردی به رک مربوط به کار خود دسترسی داشته باشد.

«قفل‌های رک قابل مدیریت» این قابلیت را دارند که از راه دور پیکربندی شوند تا تنها در زمان نیاز و برای افراد مشخص دسترسی به رک را امکان‌پذیر سازند. با استفاده از این قفل‌ها خطرات ناشی از حوادث، خرابکاری یا نصب غیرمجاز تجهیزات اضافه (که خطراتی از قبیل افزایش مصرف برق و درجه حرارت داخلی رک را به دنبال دارد) به حداقل خواهد رسید.

Infrastructure Security: توجه به این نکته ضروری است که در تهیه نقشه‌های امنیتی، علاوه بر نواحی دربرگیرنده تجهیزات عملیاتی IT، به نواحی شامل المان‌های زیرساختی فیزیکی نیز توجه شود. زیرا تهدید این المان‌ها می‌تواند موجب از کار افتادن کل سیستم و در نتیجه بروز Downtime گردد.

برای مثال، تجهیزات HVAC (برق فشار قوی) می‌توانند عمداً یا سهواً خاموش شوند، ژنراتوری که باتری‌ها را شارژ می‌کند احتمال دارد به سرقت برود یا کنسول مدیریت هوشمند سیستم احتمالا‌ً به اشتباه سیستم اطفای حریق را فعال سازد.

ضوابط دسترسی: چه کسی؟ کجا؟

اجازه دسترسی یک فرد به یک ناحیه حفاظت شده، به عوامل گوناگونی بستگی دارد. در کنار عواملِ مرسومِ «هویت» و «هدف حضور»، سه عامل مهم‌تر (عوامل دیگری نیز می‌توانند تأثیرگذار باشند) عبارتند از:

هویت شخصی: پرسنل مشخصی که در یک سازمان مشغول کارند، باید به بخش‌های مرتبط با وظیفه آن‌ها دسترسی داشته باشند. برای نمونه، مدیر امنیت یک شرکت باید به اکثر بخش‌های ساختمان دسترسی داشته باشد.

اما دلیلی وجود ندارد که همین شخص به اطلاعات مشتریان در بانک اطلاعات شرکت دسترسی داشته باشد. ممکن است مسئول IT یک شرکت به اتاق‌های کامپیوتر و سیستم‌عامل‌های نصب شده روی آن‌ها دسترسی داشته باشد. اما همین شخص اجازه ورود به بخش تأسیسات و تجهیزات ولتاژ قوی ساختمان را نخواهد داشت. یا مدیرعامل شرکتی را در نظر بگیرید که باید به دفتر مدیر حراست، بخش IT و بخش‌های عمومی شرکت دسترسی داشته باشد. اما دلیلی وجود ندارد اجازه دستیابی به اتاق سرور یا بخش تأسیسات را داشته باشد.مجوز حضور: ممکن است یکی از پرسنل بخش تعمیرات (صرف‌نظر از نام و مشخصاتش) تنها به قسمت تأسیسات و نواحی عمومی دسترسی داشته باشد. از سوی دیگر، ممکن است مجوز دسترسی یک کارگر بخش خدمات که وظایف محوله وی معمولاً به طور روزانه تغییر می‌کند، فقط برای دسترسی به قسمت‌های عمومی و مشترک اعتبار داشته باشد. یک متخصص سوییچ‌های شبکه تنها اجازه دسترسی به رک‌هایی را دارد که حاوی این سوییچ‌ها هستند، نه رک‌هایی که سرورها و دیگر ابزار ذخیره‌سازی در آن‌ها جای داده ‌شده‌اند. در یک مرکز که سرورهای میزبان وب در آن قرار دارند، امکان دارد کارمند بخش «پشتیبانی از سیستم‌های کلاینت» فقط اجازه ورود به اتاق کلاینت‌ها (یعنی جایی که برای انجام وظایف مدیریتی، از آنجا به وسیله کلاینت به سرورها متصل می‌شوند) را داشته باشد.

اطلاعات مجاز: اجازه دستیابی به قسمت‌های فوق‌العاده حساس تنها به برخی افراد خاص و برای اهداف خاص داده می‌شود. البته افرادی که «باید» به اطلاعات مربوطه دسترسی داشته باشند، این دسترسی تا هنگام «نیاز» برای آن‌ها مهیا خواهد بود.

استفاده از فناوری‌

روش‌های احراز هویت: «قابلیت اطمینان» در «برابر هزینه

روش‌های شناسایی افراد به سه بخش عمده تقسیم می‌شوند. این سه بخش از نظر قابلیت اطمینان و البته میزان هزینه به ترتیب صعودی عبارتند از:

-‌ چه به همراه دارید؟

-‌ چه می‌دانید؟

-‌ چه کسی هستید؟

چه به همراه دارید؟: ضعیف‌ترین قابلیت اطمینان (امکان استفاده به صورت اشتراکی و امکان به سرقت رفتن)

این بخش شامل وسایلی می‌شود که فرد می‌تواند با خود حمل کند یا بپوشد. یک کلید، یک کارت یا یک شیء کوچک‌ (Token) که می‌تواند به جایی از لباس فرد متصل گردد یا در داخل یک جا کلیدی قرار داده شود. این ابزارها می‌توانند خیلی ساده، مانند یک کلید فلزی، یا خیلی هوشمند، مانند یک کارت با تراشه هوشمند باشند.

چنین ابزاری می‌تواند یک کارت دارای نوار مغناطیسی حاوی اطلاعاتی در مورد شما (مانند کارت‌های آشنای ATM)، یا یک کارت یا Token مجهز به فرستنده و/یا گیرنده که در فواصلی کوتاه با یک Reader در ارتباط است (proximity card یا proximity token)، باشد.

این دسته از روش‌های احراز هویت، پایین‌ترین قابلیت اطمینان و اعتماد را دارند. زیرا هیچ ضمانتی وجود ندارد که این ابزار توسط فرد مجاز مورد استفاده قرار گیرند. این ابزارها می‌توانند به اشتراک گذاشته شوند، به سرقت بروند، مفقود شوند یا فردی آن را پیدا کرده باشد.

چه می‌دانید؟: قابل اطمینان‌تر (به سرقت نمی‌روند. اما می‌توانند بین چند نفر به اشتراک گذاشته شوند یا در جایی نوشته شوند)

متدهای این دسته شامل کلمات عبور، کد، دستورالعملی برای انجام یک کار (مانند باز کردن یک قفل رمز شده)، عملیات تأیید توسط یک card reader یا دسترسی به یک رایانه از طریق صفحه کلید هستند. استفاده از کلمه عبور یا کد برای تأمین امنیت معمولاً یک معمای امنیتی را ایجاد می‌کند: به خاطر سپردن کلمه عبور یا کد بسیار آسان است.

به همین دلیل، حدس زدن آن نیز کار ساده‌ای است. اگر عبارت انتخاب شده سخت و مشکل باشد، آن‌گاه نمی‌توان به سادگی آن را حدس زد. اما چون کلمه عبور و کد را می‌توان جایی نوشت و یادداشت کرد، همین امر ایمنی آن را کاهش می‌دهد.

این دسته، از دسته اول قابل اطمینان‌تر است. اما کلمات عبور و کدها نیز همچنان می‌توانند مشترکاً مورد استفاده چند نفر قرار گیرند و اگر در جایی نوشته شوند، آن‌گاه خطر لو رفتن آن افزایش خواهد یافت.

چه کسی هستید؟: بالاترین قابلیت اطمینان (وابسته به خصوصیت فردی که منحصراً متعلق به یک شخص است).

این دسته از روش‌های احراز هویت، بر پایه شناسایی مشخصات منحصربه فرد فیزیکی و فیزیولوژیکی افراد ایجاد شده‌اند. شناسایی قاطع هویت اشخاص، نیازی است که همگی به طور روزمره به آن احتیاج داریم. وقتی این عمل با استفاده از روش‌های تکنولوژیک صورت می‌گیرد، نام «روش‌های بیومتریک» به آن اطلاق می‌شود. تکنیک‌های اسکن بیومتریک بر اساس چند ویژگی خاص انسانی که قابل تبدیل به اطلاعات کمّی و قابل تحلیل هستند طراحی می‌شوند. برخی از رایج‌ترین این تکنیک‌ها عبارتند از:

-‌‌ اثر انگشت

-‌ عنبیه (الگوی رنگی)

-‌ شبکیه (الگوی مویرگ‌های خونی چشم)

-‌ صدا

-‌ دست (شکل انگشت‌ها و ضخامت دست)

-‌ صورت (موقعیت نسبی چشم‌ها، بینی و دهان نسبت به یکدیگر)

-‌ دستخط (الگوی حرکت قلم در هنگام نوشتن)

نتیجه پردازش ابزارهای بیومتریک (در صورتی که هویت شخص را تأیید نمایند) معمولاً قابلیت اطمینان بسیار بالایی دارد. یعنی چنانچه دستگاه، هویت فردی را تأیید نمود، با اطمینان می‌توان گفت که این همان فردی است که در روز اول، اطلاعات او به دستگاه داده شده است. منشأ اصلی عدم اطمینان به روش‌های بیومتریک، نه در شناسایی اشتباه و نه در فریب سیستم، بلکه در عدم شناسایی یک کاربر مجاز‌ (false rejection) نهفته است.

ترکیب روش‌ها برای افزایش قابلیت اطمینان‌:

در یک طرح نمونه امنیتی، برای بالا بردن قابلیت اطمینان (که طبعاً با بالا رفتن هزینه نیز همراه خواهد شد) از دورافتاده‌ترین و کم‌اهمیت‌ترین نقاط سازمان گرفته تا نواحی مرکزی و حساس سایت، از روش‌های متفاوتی استفاده می‌گردد.

برای مثال، امکان دارد در نقطه ورودی ساختمان از ترکیب کارت مغناطیسی و شماره رمز شخصی و برای ورود به اتاق کامپیوترها از صفحه‌کلید به همراه دستگاه بیومتریک استفاده شود. استفاده از متدهای ترکیبی در نقاط ورودی، موجب افزایش اطمینان در این نقاط خواهد شد.

همچنین به‌کارگیری روش‌های متفاوت امنیتی برای سطوح داخلی، به طور قابل ملاحظه‌ای ظرفیت‌های امنیتی را در سطوح بالاتر ارتقا خواهد داد. زیرا هر سطح بالاتر، نه تنها توسط سازوکار حفاظتی متعلق به خود، بلکه به واسطه بررسی‌هایی محافظت می‌گردد که در لایه‌های بیرونی انجام می‌شود.

مدیریت سیستم‌های امنیتی‌:

بعضی از دستگاه‌های کنترل دسترسی (برای مثال کارت‌خوان و اسکنر بیومتریک) می‌توانند اطلاعات مربوط به رخدادهای دسترسی را ضبط و ثبت نمایند. چنانچه به این تجهیزات قابلیت کار در شبکه نیز افزوده شود، می‌توان این اطلاعات را با هدف ثبت تردد و مانیتورینگ، کنترل دستگاه (تعریف کد دسترسی برای اشخاص خاص در اوقات خاص) و همچنین اعلام اخطار (اطلاع از تلاش‌های تکراری ناموفق برای عبور از یک دروازه امنیتی) از طریق شبکه به یک سیستم مدیریت راه دور انتقال داد.

ابزارهای کنترل دسترسی‌

کارت‌ها و Tokenها: «چه به همراه دارید؟»

امروزه انواع مختلفی از کارت‌ها و Tokenها، از مدل‌های ساده گرفته تا انواع پیچیده آن، برای کنترل دسترسی مورد استفاده قرار می‌گیرند. مدل‌های متنوع این ابزار، طیف وسیعی از قابلیت‌های امنیتی و کارایی را در اندازه‌های فیزیکی مختلف در اختیار کاربران قرار می‌دهند. مهم‌ترین ویژگی‌های این ابزار عبارتند از:

-‌ توانایی برنامه‌ریزی مجدد-‌ مقاوم در برابر جعل‌-‌ دارای انواع مختلف برای مقاصد مختلف (swipe، insert ،flat contact ،no contact)-‌ سهولت استفاده (شکل فیزیکی و نحوه حمل)-‌ ظرفیت اطلاعات‌گیری‌-‌ قابلیت‌های محاسباتی بالا-‌ هزینه پایین کارت‌-‌ هزینه پایین کارت‌خوان‌صرف‌نظر از میزان امنیت و اطمینان این وسیله که برگرفته از فناوریِ به کار رفته در آن است، میزان امنیت حاصل شده توسط این ابزار محدود به این حقیقت خواهد بود که در واقع هیچ تضمینی وجود ندارد که فرد استفاده کننده، همان شخص مجاز و مالک کارت باشد. بنابراین معمولاً این روش را با دیگر روش‌های موجود مانند کلمه عبور یا روش‌های بیومتریک ترکیب می‌نمایند.کارت‌های دارای نوار مغناطیسی رایج‌ترین نوع این کارت‌ها است. در این نوع کارت اطلاعات روی یک نوار مغناطیسی واقع بر پشت کارت نگهداری می‌شود. زمانی که کارت روی کارت‌خوان کشیده می‌شود، اطلاعات موجود در آن خوانده می‌شود و در یک بانک اطلاعاتی نگهداری می‌گردد. این سیستم قیمت پایینی دارد و استفاده از آن نیز آسان است. از نکات منفی آن نیز می‌توان به سهولتِ کپی‌برداری از روی کارت و آسان بودن استخراج اطلاعات ذخیره شده روی آن اشاره کرد.

کارت‌های فریت باریوم‌ (barium ferrite) که به کارت‌های magnetic spot نیز مشهورند، مشابه کارت‌های مغناطیسی هستند؛ با این تفاوت که بدون افزایش قابل ملاحظه در هزینه، امنیت بیشتری را در اختیار قرار می‌دهند. ساختار این کارت‌ها به این‌گونه است که روی پوشش نازکی از مواد مغناطیسی، نقاط دایره‌ای شکلی در چند ردیف قرار دارند. این کارت‌ها به جای قرار گرفتن در داخل کارت‌خوان یا کشیدن روی آن، به سادگی با نزدیک شدن و تماس با کارت‌خوان، خوانده می‌شوند.نوع دیگری از کارت‌ها، Weigand card نام دارد. این کارت نمونه تغییر یافته کارت مغناطیسی است. این کارت حاوی سیم‌های مخصوصی است که به همراه گونه‌ای امضای مغناطیسی خاص در داخل کارت جاگذاری شده‌اند. وقتی کارت را روی کارت‌خوان می‌کشیم، یک سیم‌پیچ حساس اقدام به شناسایی امضا می‌نماید و آن را به رشته‌ای از بیت‌ها تبدیل می‌سازد. مزیت این کارت‌های پیچیده این است که قابلیت کپی‌برداری ندارد و نکته منفی آن هم، عدم برنامه‌ریزی مجدد کارت است. با فناوری به کار رفته در این کارت‌ها دیگر نیازی نیست برای خواندن اطلاعات به طور مستقیم با کارت‌خوان در تماس فیزیکی باشند. بدین ترتیب هد کارت‌خوان در پوشش حفاظتی خاصی قرار می‌گیرد که ضمن بالا بردن طول عمر مفید دستگاه، استفاده از آن را در مکان‌های باز امکان‌پذیر می‌سازد. کارت‌خوان مخصوص این نوع کارت‌ها برخلاف دو نمونه قبلی از تداخلات امواج رادیویی (RFI) یا میادین مغناطیسی تأثیر نمی‌گیرد. قدرت کارت‌خوان به همراه دشواری کپی‌برداری، موجب شده است  این کارت‌ها از امنیت نسبتاً بالایی برخوردار باشند (البته به این اظهار نظر باید عدم تضمین هویت دارنده کارت را نیز افزود). با این وجود این کارت‌ها قیمت بالایی دارند.کارت‌های بارکددار نوع دیگری از کارت‌ها هستند که با کشیدن روی کارت‌خوان خوانده می‌شوند. این سیستم بسیار ارزان‌قیمت است. اما به راحتی قابل جعل است زیرا یک دستگاه کپی معمولی هم می‌تواند به سادگی با کپی‌برداری از روی بارکد، سیستم را فریب دهد. کارت‌های بارکددار مناسب مکان‌هایی هستند که به حداقل امنیت نیاز دارند. مخصوصاً مکان‌هایی که به تعداد زیادی کارت‌خوان در سطح مجموعه نیاز است یا عبور و مرور زیادی از نقاط محدودی صورت می‌گیرد. البته با توجه به سطح امنیتی پایین، می‌توان ادعا کرد که این روش تنها در موارد خاصی مؤثر است.

کارت‌های مادون قرمز یا infrared shadow card در پاسخ به امنیت پایین کارت‌های بارکد به وجود آمدند. در این کارت‌ها بارکد را بین دو لایه پلاستیک PVC قرار داده‌اند و دستگاه کارت‌خوان با عبور دادن پرتو مادون قرمز از لایه‌های کارت، سایه بارکد را در سمت دیگر کارت می‌خواند.

کارت مجاورتی یا proximity card (که گاهی prox card نیز نامیده می‌شود) گامی به جلو در جهت راحتی در استفاده از دستگاه‌های کارت‌خوان محسوب می‌گردد. همان‌طور که از نام این کارت پیداست، برای خواندن آن کافی است کارت را به کارت‌خوان نزدیک کنیم.

فناوری Radio Frequency Identification) RFID) که نیروی مورد نیاز کارت آن توسط کارت‌خوان و با استفاده از میدان الکترومغناطیسی تأمین می‌گردد، تکمیل شده همین متد است. این کارت‌ها در فاصله حداکثر ده سانتی‌متری از کارت‌خوان کار می‌کنند. این میزان برد در نمونه‌ای دیگر که vicinity card نام دارد، تا یک متر افزایش یافته است.

کارت هوشمند‌ (smart card) جدیدترین پیشرفت در کارت‌های کنترل دسترسی به حساب می‌آید و به سرعت به انتخاب اول در ابزارهای جدید مبدل شده است.

این کارت با دارا بودن یک چیپ سیلیکونی که برای ذخیره و یا انجام محاسبات روی اطلاعات استفاده می‌شود، این اطلاعات را از طریق تماس کارت با دستگاه خواننده (contact smart card) یا ارتباط از فاصله دور (با استفاده از فناوری‌های proximity یا vicinity) انتقال می‌دهد.

این چیپ که اندازه قطر آن نیم اینچ است، علاوه بر کارت می‌تواند روی اشیای دیگر مانند کارت شناسایی، جاکلیدی یا بخش‌هایی از لباس مانند دگمه یا جواهرات نصب گردد. نام عمومی‌ای که به اشیای حامل این چیپ اطلاق می‌گردد، smart media است.

کارت‌های هوشمند طیف وسیعی از انعطاف‌پذیری را در حوزه کنترل دسترسی از خود نشان داده‌اند. برای مثال، چیپ هوشمند را می‌توان روی انواع قدیمی‌تر کارت‌ها نصب نمود تا از آن در سیستم‌های قدیمی استفاده شود یا این‌که به منظور انجام عمل تأیید هویت در دستگاه کارت‌خوان، مشخصه‌های مربوط به اثر انگشت یا اسکن عنبیه را در داخل چیپ جاسازی نمود.

با این عمل می‌توان سطح احراز هویت را از «چه چیزی به همراه دارید؟» به «چه کسی هستید؟» ارتقا بخشید. کارت‌های هوشمندی که مانند کارت‌های vicinity نیازی به تماس با دستگاه ندارند، بیشترین سهولت و راحتی را برای کاربر به همراه خواهند داشت. زیرا با زمان تراکنش نیم‌ثانیه حتی لازم نیست تا کارت از جیب خارج شود.

صفحه‌کلید و قفل‌های رمزگذاری شده: «چه چیزی می‌دانید؟»

صفحات‌کلید و قفل‌های رمزدار استفاده وسیعی در روش‌های کنترل دسترسی دارند. این ابزار‌ها بسیار قابل اطمینان و ساده هستند. اما امنیت آنان با به اشتراک‌گذاری و همچنین توجه به این مسئله که کلمات رمز قابل حدس زدنند، محدود می‌گردد.

این تجهیزات صفحه‌کلیدی همچون گوشی‌های تلفن دارند که کاربر با استفاده از آنان رمز مورد نظر خود را وارد می‌کند. چنانچه کدهای اختصاص یافته به هر کاربر منحصربه‌فرد باشد، به آن Personal Access Code) PAC) یا ‌Personal Identification Number) PIN) گفته می‌شود. معمولاً از صفحات کلید می‌توان برای وارد کردن چندین کد استفاده نمود (هر کاربر یک کد).

قفل‌های رمزی یا coded locks نیز عموماً به ابزاری اطلاق می‌گردد که تنها با یک کد باز می‌شوند و تمام افراد مجاز، لازم است همان یک کد را به خاطر سپرده و استفاده کنند.

سطح امنیتی صفحه‌کلید‌ها و قفل‌های رمزدار را می‌توان با تعویض دوره‌ای رمز‌ها افزایش داد. این‌کار به سیستمی برای اطلاع‌رسانی به کاربران و همچنین مکانیزمی برای توزیع کدهای جدید احتیاج دارد. همانند کارت‌ها، امنیت این ابزار نیز می‌تواند با به کارگیری آن به‌طور همزمان به همراه یک سیستم بیومتریک افزایش یابد.

بیومتریک: «که هستید؟»

فناوری بیومتریک با سرعت زیادی در حال توسعه و پیشرفت است و سمت و سوی این حرکت نیز به سمت بهتر شدن و ارزان‌تر شدن این تکنیک است. تصدیق هویت با استفاده از تکنیک‌های بیومتریک قابلیت اطمینان بسیار بالایی دارد. این روش (مخصوصاً تأیید اثر انگشت) در حال تبدیل به یکی از اساسی‌ترین راه حل‌های امنیتی است و بسیاری از فروشندگان اقدام به عرضه طیف وسیعی از ابزارهای بیومتریک نموده‌اند.

چنانچه این روش با یکی از روش‌های سنتی، مانند «چه چیزی به همراه دارید؟» و «چه چیزی می‌دانید؟» ترکیب شود، با توجه به معیارهای امنیتی موجود، می‌تواند به یکی از بهترین ابزار‌های کنترل دسترسی مبدل گردد.

در طراحی‌ سیستم‌های بیومتریک، معمولاً استراتژی کلی این‌گونه نیست که این دستگاه‌ها به تنهایی به کار روند. بلکه از این متدها به صورت ترکیبی و به همراه روش‌های مبتنی بر «چه چیزی به همراه دارید؟» یا «چه چیزی می‌دانید؟» استفاده می‌شود.

به عنوان مثال، ابتدا یک کارت با رمز PIN و سپس اسکنر اثرانگشت نتیجه کار را مشخص می‌سازند. با بالارفتن کارایی و افزایش اطمینان به فناوری‌های بیومتریک، امکان دارد این روش‌ها در آینده‌ای نه چندان دور به عنوان تنها روش تأیید هویت، کاربران را از به همراه داشتن هرگونه کارت یا هر وسیله دیگری بی‌نیاز سازند.

به طور کلی دو دسته عمده خطا در روش‌های تأیید هویت وجود دارد:

False Rejection: اشتباه در شناسایی یک کاربر مجاز. با این‌که ممکن است بروز این خطا با تأکید بر لزوم حصول اطمینان از تأمین حفاظت کافی از نواحی حساس توجیه شود، در هر حال بروز این خطا برای کاربران مجازی که به علت اشتباه در تشخیص از سوی اسکنر موفق به عبور از پست‌های امنیتی نشده‌اند، امری تحمل‌ناپذیر خواهد بود.

False Acceptance: شناسایی نادرست. این خطا یا به شکل اشتباه گرفتن یک کاربر با کاربر دیگر یا به صورت پذیرش یک نفوذگر به عنوان یک کاربر مجاز اتفاق می‌افتد.

میزان خطا با تنظیم آستانه دقت و پذیرش (تعیین میزان تطابق قابل قبول) قابل کنترل است. اما پایین آوردن میزان یک خطا موجب افزایش بروز خطاهایی از نوع دیگر خواهد گردید. ملاحظاتی که برای انتخاب یک روش بیومتریک در نظر گرفته می‌شوند، عبارتند از:

هزینه تجهیزات، میزان خطا (Rejection) و (acceptance) و پذیرش از جانب کاربران. مورد اخیر یعنی قبول روش از جانب کاربران به این بستگی دارد که استفاده از تجهیزات نصب شده از دید کارکنان تا چه اندازه دشوار، همراه با مزاحمت و حتی خطرناک جلوه می‌کند.

برای مثال، جهت استفاده از دستگاه اسکنر شبکیه چشم، کاربران مجبورند چشم خود را در فاصله‌ای حدود یک تا دو اینچ از اسکنر قرار داده و پرتو مستقیم یک LED را که از این فاصله آن هم به‌طور مستقیم به چشم تابانده می‌شود، تحمل نمایند.ژ

دیگر اجزای سیستم‌های امنیتی‌

طراحی سیستم‌های امنیتی، بر ساخت دستگاه‌هایی که وظیفه شناسایی و بررسی هویت افراد را در نقاط ورودی برعهده دارند، تمرکز می‌کند. حسن انجام این وظیفه که به آن «کنترل دسترسی» ‌(access control) می‌گویند، متضمن اعتماد صددرصد به عملیات تشخیص هویت، قابلیت اعتماد به نیت پرسنل سازمان و همچنین کیفیت فیزیکی دیوارها، درها، پنجره‌ها، قفل‌ها و سقف‌ها خواهد بود. جهت احتراز از شکست‌های امنیتی ناشی از نفوذ غیرمجاز یا خرابکاری، سیستم‌های امنیتی معمولاً از روش‌های تکمیلی دیگری نیز برای حفاظت، نظارت و ترمیم خطا استفاده می‌کنند.

طراحی ساختمان‌:

هنگام ساخت بنای جدید یا بازسازی بنایای قدیمی، امنیت فیزیکی باید از همان مراحل اولیه کار و در مشخصات معماری و عمرانی بنا رعایت شود تا تهدیدات امنیتی را ضعیف یا به کلی عقیم سازد. عموماً ملاحظات امنیتی در اسکلت و زیربنای ساختمان بستگی مستقیم به نحوه طراحی و قرارگیری راه‌های ورودی و خروجی، نحوه دسترسی به نقاط حساس ساختمان مانند قسمت برق فشار قوی و جعبه‌های کابل های برق، و نهایتاً وجود فضاها و مکان‌های مناسب برای اختفای مهاجمان و نفوذگران، دارد.

˜ Piggybacking و Tailgating؛ راه‌حلی به نام Mantrap

یکی از رایج‌ترین حفره‌ها و نقاط کور موجود در سیستم‌های کنترل دسترسی، امکان عبور افراد غیرمجاز از نقاط بازرسی از طریق متابعت یکی از کارکنان مجاز است. چنانچه این‌کار با همکاری و همدستی فرد مجاز صورت بگیرد، به آن piggybacking می‌گویند (مانند باز نگهداشتن در پس از عبور و برای رد شدن فرد غیرمجاز). حال اگر فرد غیرمجاز بی سروصدا و بدون جلب توجه این‌کار را انجام بدهد، به آن tailgating گفته می‌شود.

راه‌حل سنتی جلوگیری از این‌کار، استفاده از فضای کوچکی به نام Mantrap است که در نقاط ورودی و خروجی به کار گرفته می‌شود. ساختار Mantrap بدین‌گونه است که در نقطه مورد نظر از دو در استفاده می‌شود که حجم فضای میان آن‌ها تنها به اندازه یک نفر است.

از این روش‌ می‌توان در طراحی دستگاه‌های کنترل دسترسی و در نقاط ورودی و خروجی یا فقط در نقاط خروجی استفاده نمود. در حالتی که خروج فرد ناموفق باشد، سیستم امنیتی ضمن قفل کردن درها، اقدام به پخش آژیر اخطار می‌نماید و اعلام می‌کند که فرد مهاجم در تله Mantrap گرفتار شده است. روش دیگر جلوگیری از چنین مواردی، استفاده از کفپوش‌های مخصوصی است که با ثبت جای پای فرد، سیستم را از عبور تنها یک نفر در آن واحد مطمئن می‌سازد.

در فناوری جدیدی که برای حل این مشکل به کار گرفته شده است، با استفاده از یک دوربین حساس به حرکت‌ (Motion Sensor) که در بالای اتاق نصب می‌شود، عبور افراد به طور خودکار تحت نظر گرفته می‌شود و چنانچه بیش از یک نفر در آن واحد در حال عبور باشند، سیستم امنیتی را فعال می‌سازد.


عنوان دومین مطلب آزمایشی من

این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.

همچنین وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. در بعد کسب و کار نیز، روز به روز بر تعداد شرکت هایی که اطلاع رسانی محصولات، خدمات و رویدادهای خود را از طریق بلاگ انجام می دهند افزوده می شود.

عنوان اولین مطلب آزمایشی من

این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار!

اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند.

همچنین گاهی هدف از نوشتن ترویج نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده یا ابراز احساسات و عواطف اوست. برخی هم انتشار نظرات خود را فرصتی برای نقد و ارزیابی آن می دانند. البته بدیهی است کسانی که دیدگاه های خود را در قالب هنر بیان می کنند، تاثیر بیشتری بر محیط پیرامون خود می گذارند.

Designed By Erfan Powered by Bayan